فرهنگی

آرزوی انسان

آرزوی انسان

انسان تنها نشسته بود با غم و اندوهی فراوان همه حیوانات دور او جمع شدند و گفتند:

ما دوست نداریم تو را غمگین ببینیم. هر آرزویی داری بگو تا برآورده کنیم …

انسان گفت: به من قدرت بینایی عمیق بدهید.

کرکس گفت: بینایی من مال تو.

انسان گفت: می خواهم نیرومند شوم.

پلنگ گفت: مانند من نیرومند خواهی شد.

بخوانید:  بیوگرافی وحیده محمدی فر همسر دوم مهرجویی از آشنایی و ازدواج تا قتل !!

انسان گفت: می خواهم اسرار زمین را بدانم.

مار گفت: نشانت خواهم داد.

بعد همه حیوانات رفتند و وقتی انسان همه این هدایا را گرفت رفت.

و آنگاه جغد به بقیه حیوانات گفت:

انسان دیگر خیلی چیزها می داند و قادر است کارهای زیادی بکند و
ناگهان من خیلی ترسیدم.

گوزن گفت: انسان به هرچه میخواست رسید،‌ آیا دیگر غمگین نخواهد
بود؟

جغد گفت: حفره ای در درون انسان دیدم،‌ اشتیاق و حرصی شگرف که کسی قادر به پر کردن آن نیست،‌ همان چیزی که او را غمگین خواهد ساخت.

حرص او بیشتر و بیشتر خواهد شد، تا روزی که دنیا خواهد گفت:

من دیگر چیزی ندارم که به تو ببخشم همه چیز تمام شده است…

آپاکالیپتو

بخوانید:  وین دیزل پایان فیلمبرداری قسمت آخر سری فیلم‌های سریع و خشن را اعلام کرد

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا