فرهنگی

اسکندر و سرباز

اسکندر و سرباز

اسکندردر جنگی میان لشگرش سربازی دید که بر اسبی لاغر و اعرج سوار است.

سرزنشش نمود و گفت: شرم نداری با این اسب به معرکه آمده ای؟

سرباز خندید …

اسکندر تعجب نمود و گفت: من به تو عتاب می کنم و تو می خندی؟!

سرباز گفت: تعجب از پادشاه است …

اسکندر پرسید: چرا؟

سرباز گفت: من بر اسبی سوارم که هرگز نمی توانم با آن از جنگ بگریزم، اما تو بر اسبی سواری که با آن فرار برایت میسر است.

اسکندر از این جواب خجالت کشید و به سرباز انعام داد.

بخوانید:  کریستین رونالدو دوباره پدر میشود | دوقلو ها در راه هستند !

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا