تد

اگر مغزمان را در یک رایانه قرار دهیم چه اتفاقی می‌افتد؟

«اِم»ها را ببینید — ماشین‌هایی که به تقلید ازمغز انسان ساخته شده اند و مانند مغز‌هایی که از رویشان کپی شده اند، می‌توانند فکر، حس و کار کنند. رابین هنسن که جامعه شناس و آینده پژوه است به شرح آینده‌ای احتمالی، وقتی که اِم‌ها اقتصاد جهان را در دست می‌گیرند و بر روی رایانه‌های فوق سریع اجرا می‌شوند و خود را برای انجام فعالیت‌های موازی کپی می‌کنند می‌پردازد که تنها یک انتخاب برای انسانیت می‌گذارد: برای همیشه بازنشسته شود. دراین نگاه اجمالی به یک آینده عجیب، هنسن توضیح می‌دهد که، اگر ربات‌ها بر زمین حکومت کنند چه اتفاقی خواهد افتاد.

متن سخنرانی – اگر مغزمان را در یک رایانه قرار دهیم چه اتفاقی می‌افتد؟

ممکن است روزی ربات‌هایی به هوشمندی یک انسان داشته باشیم، هوش مصنوعی، اِی آی. چطور این اتفاق پیش خواهد آمد؟ یک راه این است که همچنان نرم افزارهای بهتری ایجاد کنیم، همانطور که در ۷۰ سالِ گذشته می‌کردیم. با همان نرخ پیشرفت قبلی، ممکن است قرن‌ها طول بکشد. بعضی‌ها می‌گویند که سریع تر پیش خواهد آمد چون ما نظریه‌های جدید و بنیادی و قدرتمند هوش را کشف خواهیم کرد.

من شک دارم. اما راه حل سوم چیزی است که امروز در موردش صحبت می‌کنم این نظریه که نرم افزار را مستقیماً از مغز انسان انتقال دهیم. برای انجامش، ما به سه فناوری مناسب نیاز خواهیم داشت، که هنوز هیچ کدامشان وجود ندارند. اول، به تعداد زیادی رایانه ارزان و سریع و موازی احتیاج خواهیم داشت.

دوم، باید بتوانیم مغز انسان ها را اسکن کنیم با جزئیات شیمیایی و مختصات فضایی دقیق، تا دقیقا ببینیم که هر سلولی کجاست، به چه متصل شده و چه نوعی است. و سوم، به الگوهای رایانه ای از عملکرد هر نوع از سلول‌های مغز نیازمندیم — که سیگنال‌های ورودی را می‌گیرند، و ترتیب‌ها را تغییر می‌دهند و سیگنال های خروجی را می‌فرستند.

اگر مدل های مناسبی از تمامی انواع سلول های مغزی و الگوی مناسبی از مغز داشته باشیم، می توانیم در کنار یکدیگر قرار دهیم و مدلی مناسب از تمامی مغز ایجاد کنیم، که رفتارهای ورودی و خروجیِ یکسانی با نمونه اولیه خواهد داشت. بنابراین اگر با آن صحبت کنید، ممکن است پاسخ دهد. اگر از آن کاری بخواهید، ممکن است انجامش دهد.

و اگر بتوانیم این کار را بکنیم، همه چیز تغییر خواهد کرد. ده‌ها سال است که در باره این نظریه به نام «بارگذاری» صحبت می‌کنند. من آن را «اِم‌ها» نامیده ام. وقتی که درباره اش صحبت می‌کنند، می‌پرسند، «اصلاً ممکن است؟ اگر یکی از آن ها بسازیم، ادراک خواهد داشت؟ یا فقط یک ماشین توخالی است؟ اگر یکی از روی من بسازی، من خواهم بود یا کس دیگری؟» همه این ها، سوال‌هایی عالی هستند که جوابشان را نمی‌دهم .

.. (خنده حضار) چون به نظرم سوال اصلی را ندیده‌ایم: واقعاً چه اتفاقی خواهد افتاد؟ من شیفته این سوال شده‌ام. و چهار سال را به بررسی آن گذرانده‌ام، از ابزار‌های علمی برای پیش بینی آنچه اتفاق می‌افتد استفاده کرده‌ام، و حالا اینجا هستم تا بگویم چه پیدا کرده‌ام. اما حواستان باشد — نمی خواهم تشویقتان کنم، تنها تحلیل را ارائه می‌کنم.

به نظرم کارم این است که بگویم به احتمال زیاد چه اتفاقی خواهد افتاد شاید حداقل کاری برای جلوگیری کردیم. اگر حتی کمی نگران چیزی که اینجا می‌گویم نشده‌اید، اصلاً توجه نکرده‌اید. (خنده حضار) اولین چیزی که می توانم بگویم این است که «اِم‌ها» بیشتر زندگی خود را در واقعیت مجازی می‌گذراند.

اگر از واقعیت مجازی استفاده کنید ممکن است این شکلی شوید. و ممکن است این را ببینید: آفتاب برروی سطح اب می‌تابد، ممکن است صدای پرواز مرغ های دریایی را بشنوید، ممکن است حتی نسیم را روی گونه های خود حس کنید و یا بوی دریا را بشنوید، با سخت افزارهایی پیشرفته. اگر لازم باشد مدت زمان زیادی اینجا باشید، یک صفحه کنترل نیاز دارید که با آن کارهایی مثل تلفن زدن انجام دهید، به دنیای مجازی دیگری منتقل شوید، حساب بانکی خود را چک کنید.

اگرچه شما در یک واقعیت مجازی این شکلی خواهید بود، یک «اِم» در واقعیت مجازی به این شکل است، سخت افزار رایانه‌ای آن در جایی در کابینت سرور قرار دارد. اما همچنان می تواند همان چیزها را ببیند و تجربه کند. اما بعضی چیز‌ها برای «اِم ها» فرق می‌کنند. اول، اگرچه احتمالاً شما همیشه می‌فهمید که واقعیت مجازی کاملاً واقعی نیست، برای یک «اِم» ممکن است کاملاً مثل این اتاق برای شما واقعی باشد یا هر چیز دیگری که تا حالا حس کرده‌اید.

و همینطور «اِم‌ها» توانایی‌های بیشتری دارند مثلا، مغز شما همیشه با سرعت ثابتی فعالیت می‌کند، اما یک «اِم» می تواند سرعت فعالیتش را با کم یا زیاد کردن سخت افزار تغییر دهد، و بنابراین، اگه سرعت دنیای اطرافشان به نظر زیاد باشد، می توانند سرعت ذهنشان را زیاد کنند و دنیای اطرافشان آهسته به نظر خواهد رسید به علاوه، یک «اِم» می تواند هر لحظه از خود یک کپی بسازد این کپی همه چیز را به همان شکل به یاد می آورد، و اگر با همان سرعت شروع کند، با توجه به همان سرعت، شاید مجبور باشیم بگوییم «تو یک کپی هستی.

» یک «اِم» می تواند کپی های زیادی را بایگانی کند، و با بایگانی های کافی، یک «اِم» می تواند ابدی باشد — اصولاً، اگرچه ممکن است عملی نباشد. و یک «اِم» می تواند مغزش، رایانه‌ای که مغزش است را، از یک محل فیزیکی به جای دیگر جابجا کند. در حقیقت «اِم‌ها» می توانند با سرعت نور در جهان جابجا شوند.

و با رفتن به جای جدید، می توانند با «اِم‌های» دیگر آن محل سریعتر ارتباط برقرار کنند. تا الان، درباره اینکه «اِم‌ها» چه کارهایی می‌توانند انجام دهند صحبت کرده‌ام. «اِم‌ها» چه کاری می‌خواهند انجام دهند؟ برای درک آن، نیازمند فهمیدن سه واقعیت هستیم. اول، فرض اولیه این است که «اِم‌ها» همان کاری کنند که انسان معادلشان در همان شرایط انجام می‌دهند.

بنابراین زندگی و رفتارشان کاملاً انسانی خواهد بود. تفاوت اصلی‌شان این است که در دنیا‌های متفاوتی زندگی می‌کنند. دوم، «اِم‌ها» برای زنده ماندن به منابع تغذیه واقعی نیاز دارند. شما به غذا و سرپناه نیاز دارید وگرنه می‌میرید. همچنین، «اِم‌ها» برای وجود به سخت افزار رایانه ای، انرژی، خنک کننده نیاز دارند.

برای هر دقیقه فعالیت ذهنی یک «اِم،» کسی، معمولاً همان «اِم،» باید کار کند تا هزینه‌اش را بپردازد. سوم، «اِم‌ها» فقیر هستند. (خنده حضار) جمعیت «اِم‌ها» سریعتر از اقتصادشان رشد می‌کند، و این یعنی درآمدشان از سطح زندگیشان پایین‌تر خواهد بود. و این یعنی «اِم‌ها» باید اکثر اوقات کار کنند.

و این یعنی معمولاً «اِم‌ها» را اینگونه می‌بینیم: زیبا و اشرافی، اما میز‌ها — بیشتر اوقات مشغول کارند. موضوع درآمد در سطح زندگی، ممکن است برایتان عجیب و غریب باشد، اما در واقع این موضوعی معمولی در تاریخ انسان است، و تقریباً تمامی جانوران وحشی اینگونه زندگی کرده اند، ما می‌دانیم که انسان‌ها در این شرایط چه کرده‌اند.

انسانها اساساً هر کاری برای نجات لازم است انجام می‌دهند، و به همین‌ دلیل است که این همه از دنیای «اِم‌ها» می‌دانم. وقتی موجودی ثروتمند است، مثل شما، باید در مورد چیز‌هایی که می‌خواهند کلی بدانید تا بفهمید که چه می‌کنند. وقتی موجودات فقیرند، بیشتر کار‌هایی که برای بقا می‌کنند را می‌دانید.

پس ما در مورد زندگی «اِم‌ها» از دیدگاه خودشان صحبت می‌کردیم — بیایید قدمی به عقب بر‌گردیم و به تمامی دنیایشان نگاه کنیم. اول، جهان «اِم» خیلی سریعتر از مال ما رشد می‌کند، تقریباً صد برابر سریعتر. پس تغییراتی که ما در یک یا دوقرن تجربه می‌کنیم، آنها در یک یا دو سال تجربه می‌کنند.

علاقه‌ای هم ندارم تا این زمان را بیشتر از این بررسی کنم. چون احتمالاً از آن به بعد اتفاقات دیگری خواهد افتاد، که نمی‌دانم. دوم، شبیه‌سازی‌های معمولی خیلی سریعند، تقریباً هزار برابر سریعتر از انسان. پس از دید آنها، یک یا دوسال، معادل هزاران سال خواهد بود، و از دید آنها، جهان اطرافشان خیلی کندتر می‌گذرد تا دنیایی که در اطراف شما تغییر می‌کند.

سوم، «اِم‌ها»، در تعداد کمی شهر‌های خیلی پر تراکم، تنگ هم زندگی می‌کنند. نه تنها در واقعیت مجازی خود را اینگونه می‌بینند، بلکه در واقعیت هم تنگ هم قرار دارند. پس از دید «اِم‌ها» مسافرت فیزیکی به شدت کند است، پس بیشتر شهر‌های «اِم» خودکفا هستند. بیشتر جنگ‌ها، سایبری است، و بیشتر مکان‌های زمین که از شهر‌های «اِم» دورند برای انسانها باقی مانده‌اند چون «اِم‌ها» علاقه‌ای به آنها ندارند.

از انسانها گفتیم، حتماً باید این را بشنوید. انسانها، همگی باید یکباره بازنشسته شوند، به خوبی. نمی‌توانند رقابت کنند. به همین سادگی. انسانها شروع به تصاحب کل سرمایه جهان می‌کنند. اقتصاد به سرعت رشد می‌کند. ثروتشان به سرعت زیاد می‌شود. در کل، انسان‌ها ثروتمند می‌شوند. همانطور که می‌دانید، بیشتر انسانهای امروز، صاحب چیز زیادی نیستند.

غیر از توان کاریشان، پس از حالا باید سعی کنند تا سرمایه کافی را بدست آورند، بیمه یا تمهیدات سهام، یا ممکن است گرسنه بمانند. توصیه اکید می‌کنم که نگذاریم این اتفاق بیافتد. (خنده حضار) ممکن است تعجب کنید، چرا «اِم‌ها» می‌گذارند تا انسان‌ها باقی بمانند؟ چرا آنها را نکشند و چیز‌هایشان را بگیرند؟ توجه کنید که ما امروز هم بازنشتگان غیر مفید زیادی در میانمان داریم، که آنها را نمی‌کشیم و چیز‌هایشان را نمی‌گیریم.

(خنده حضار) قسمتی از دلیلش این است که برای سازمان‌هایی که با هم شریکیم مشکل ایجاد می‌کند. گروه‌های دیگر می‌گویند نوبت بعدی کیست؟ احتمالاً، «اِم‌ها» در دورانشان می‌گذارند تا انسان‌ها در صلح بازنشسته شوند. بیشتر باید نگران این باشی که دوران «اِم‌ها» یکی دو سال بیشتر نیست و نمی‌دانی بعدش چه می‌شود.

«اِم‌ها» خیلی شبیه انسان‌ها هستند. اما شبیه انسان‌های معمولی نیستند. «اِم‌های» معمولی کپی چند صد نفر از پربازده‌ترین انسان‌ها هستند. پس در حقیقت، آنها در مقایسه با انسان معمولی نخبه هستند، مثل میلیاردر‌ها، برندگان جایزه نوبل، دارندگان مدال طلای المپیک، روسای کشور‌ها. «اِم‌ها» به انسان‌ها نگاهی از روی دلتنگی وحق‌شناسی دارند، اما نه از روی احترام، به نگاهتان نسبت به اجدادتان توجه کنید.

ما چیز‌های زیادی درباره تفاوت‌های انسان‌ها از دید تولید می‌دانیم. که از آنها می‌توانیم برای پیش بینی ویژگی‌های «اِم‌ها» استفاده کنیم — مثلاً، آنها دوست دارند باهوش، وظیفه شناس، سختکوش، متاهل، مذهبی و میانسال باشند. این ویژگی «اِم‌ها» است. دنیای «اِم» همچنین بی‌نهایت متنوع است.

نه تنها همان تنوع‌هایی که انسان‌ها دارند را دنبال می‌کند، مثل انواع صنایع یا مشاغل، انواع جدید زیادی را هم شامل می‌شود، و یکی از مهمترین آنها سرعت ذهنی است. «اِم‌ها» ظاهراً می‌توانند از سرعت انسان تا یک میلیون برابر سریعتر، و تا یک میلیارد بار کند‌تر باشند. «اِم‌های» سریعتر دوست دارند در جایگاه‌های بالا قرارگیرند.

ثروت بیشتری را مجسم می‌کنند. در منازعات برنده می شوند. در بهترین محل‌ قرار می‌گیرند. «اِم‌های» کندتر معمولاً بازنشسته‌ها هستند، شبیه ارواح در ادبیات ما هستند. اگر صدایشان کنی، در اطرافمان هستند — اگر هزینه‌اش را بدهی می‌توانی با آنها ارتباط بگیری. اما چیز زیادی نمی‌دانند، و تأثیر زیادی هم ندارند، و عاشق گذشته هستند، پس فایده‌ شان چیست؟ (خنده حضار) «اِم‌ها» تنوع زیادی از نگاه ساختار زندگی دارند.

زندگی شما اینطور است: شروع می‌شود و تمام می‌شود، خیلی ساده. زندگی «اِم» اینطور است، در هر روز به نسخه‌های کوتاه مدتی تقسیم می‌شود تا کار‌های کوتاه مدتی را انجام دهد و تمام می‌شود. در مورد این نسخه‌های کوتاه مدت بعداً صحبت می‌کنیم، اما کاراییشان خیلی بالاست چون نیازی به استراحت برای فردا ندارند.

این «اِم» فرصت طلبتر است. کپی‌های بیشتری از خودش وقتی تقاضا بیشتر است می‌سازد. نمی‌دانند که آینده در کدام جهت حرکت می‌کند. این یک «اِم» طراح است، که به نظر ساختار بزرگی است که به شکلی قابل برگشت به کپی‌هایی برای انجام جزئیات تقسیم می‌شود. به این ترتیب «اِم‌ها» می‌توانند طراحی‌های بزرگتر و هماهنگتری را انجام دهند.

این یک «شبه اِم» لوله کش است. که یادش می‌آید که همه روز‌های ۲۰ سال گذشته، تنها روزی دو ساعت کار کرده، یک زندگی پر رفاه. اما در واقع آنچه اتفاق افتاده این است، هر روز هزار کپی از آنها، هر کدامشان دو ساعت لوله کشی کرده، و تنها یکی از آنها به روز بعد رفته. از دید واقعی، ۹۹ درصد زمان را کار کرده‌اند.

از دید ذهنی، یک زندگی پر رفاه را بیاد می‌آورند. (خنده حضار) دوباره، این شمایید. شروع می‌کنی و تمام می‌کنی. این می‌تواند شما در شروع یک میهمانی باشد، مواد مخدری مصرف می‌کنی که دیگر میهمانی یادت نمی‌ماند حتی بعد از آن روز. شنیده‌ام بعضی‌ها این کار را می‌کنند. اواخر میهمانی، به خودت می‌گویی، « دارم می‌میرم، افتضاح است.

آن آدم فردا من نیستم، چون یادش نمی‌آید که چه می‌کنم.» یا شاید بگویی،«فردا ادامه می‌دهم یادم نخواهد آمد چه کرده‌ام.» این «اِمی» است که از یک نسخه کوتاه مدت جدا می‌شود تا کار‌های کوتاه مدتی که تمام می‌شود را انجام دهد. هر دو نگرش یکسانی دارند. ممکن است بگویند، « من از اینکه یک کپی کوتاه مدت با عمری کوتاهم، متنفرم.

» یا «بخشی از یک موجود بزرگترم که این قسمت را یادش نخواهد آمد.» پیش‌بینی‌ام اینست که که نگرش دوم را خواهند داشت، نه چون از دید فلسفی درست است، چون باعث پیش رفتشان می‌شود. امروز اگر رئیس جمهور بگوید باید به عراق حمله کنیم. و بگویی، «چرا؟» و جواب دهند، « اسرار ملی،» مطمئن نیستی که به آنها اعتماد داری، اما برای «اِم‌ها»، کپی تو و رئیس جمهور می‌توانند داخل یک گاو صندوق شوند، و همه اسرار را توضیح دهند، بعد چیزی از کپی تو به تو منتقل شود، و به تو بگوید که قانع شده‌ای.

و حالا می‌توانی بدانی که دلیل خوبی وجود دارد. می‌دانم که شما‌ها بی‌صبرانه می‌خواهید این دنیا را بررسی کنید. دوست دارید بفهمید که دوستش دارید یا بدتان می‌آید. اما فکر کنید: اجداد شما از هزاران سال پیش دنیای شما را دوست داشته یا متنفر بوده‌اند از روی چند چیزی که از آن شنیده‌اند، چون دنیای شما واقعاً عجیب است.

پس قبل از قضاوت دنیای عجیب آینده، باید آن را خوب بشناسید، مثلاً درباره‌اش یک کتاب بخوانید، و بعد، اگر دوستش نداشتید، کاری کنید تا تغییرش دهید. متشکرم.

۹ / ۱۰۰
دکمه بازگشت به بالا