تد

چطور از هنر برای پل زدن بر سوءتفاهم استفاده می‌کنم

چطور از هنر برای پل زدن بر سوءتفاهم استفاده می‌کنم

کارگردان و نمایش‌نامه نویس آدونگ جودیت هنر محرکی خلق می‌کند که درباره مسائلی از حقوق گرایش‌های مختلف جنسی گرفته تا جنایات جنگی بحث برمی‌انگیزد. در این سخنرانی سریع و قدرتمند، همکار TED جزئیات کار خود را شرح می‌دهد — از جمله نمایش «صداهای خاموش،» که قربانیان جنگ اوگاندای شمالی با گروه شورشی جوزف کنی را به رهبران سیاسی، مذهبی و فرهنگی رساند تا صحبت‌های تحول آمیز انجام دهند. جودیت می‌گوید، «اینکه فقط به هم گوش کنیم به شکل معجزه‌آسایی همه مسائل را حل نمی‌کند، اما فرصتی می‌دهد که راه‌هایی بسازیم و برای حل بسیاری از مشکلات بشری با هم کار کنیم.»

متن سخنرانی – چطور از هنر برای پل زدن بر سوءتفاهم استفاده می‌کنم

من یک کارگردان-نویسنده هستم که داستان‌های متحول کننده جامعه تعریف می‌کند، چون من باور دارم که داستان‌ها بر ما اثر می‌گذارند و ما را تکان می‌دهند. داستان‌ها انسانی می‌کنند و به ما یاد می‌دهند که همدردی کنیم. داستان‌ها ما را عوض می‌کنند. وقتی من نمایش‌ها را می‌نویسم و کارگردانی می‌کنم، صدای گروه‌های محروم را تقویت می‌کنم، با خودسانسوری مبارزه می‌کنم که از زمان آزار و اذیت هنرمندان توسط رئیس جمهور سابق اوگاندا، ایدی امین بسیاری از هنرمندان اوگاندا را از نمایش اجتماعی، سیاسی دور کرده است.

و از همه مهم‌تر، من سکوت را می‌شکنم و به بحث‌های پرمعنا درباره مسائل تابو دامن می‌زنم، جایی که «سکوت طلایی است» قانون انگشت شصت است. گفتگوها مهم هستند چون ذهن ما را آگاه می‌کند و به فکر وامی‌دارد و تغییر با تفکر آغاز می‌شود. یکی از مشکلات ما با فعالیت طبیعت معمولاً یک طرفانه آن است که ما را نسبت به نگاه جایگزین کور می‌کند، حس همدردی ما را کرخت می‌کند، و باعث می‌شود کسانی که نگاه متفاوتی به مسئله دارند را نادان، خود متنفر، شستشوی مغزی شده، خود فروخته یا ساده و احمق بدانیم.

بخوانید:  الیزابت کاکس: آیا می‌توانید از مغالطه‌ای که شکار ساحره را آغاز کرده، پیشی بگیرید؟ - الیزابت کاکس

من باور دارم که هیچ کس نادان نیست. همه ما متخصص هستیم منتها در زمینه‌های متفاوت. و به همین دلیل است که برای من، این که می‌گویند، «در حقیقت خود باقی بمانید» گمراه کننده است. چون اگر قرار باشد در حقیقت خود باقی بمانید منطقی به نظر نمی‌رسد که کسی که فکر می‌کنید اشتباه می‌کند هم در حقیقت خود باقی بماند؟ پس، چیزی که دارید دو جبهه افراطی است که تمام راه‌های ممکن برای گفتگو را می‌بندند.

بخوانید:  شرکت‌های فناوری چگونه شما را برای دادن اطلاعات و حریم خصوصی فریب می‌دهند

من نمایش و فیلم محرک می‌سازم، تا تأثیر بگذارم، انسانی کنم و احزاب مخالف را پای میز گفتگو ببرم و بر سوءتفاهم پل بزنم. می‌دانم اینکه به هم گوش کنیم به طرز معجزه‌آسایی مشکلات را حل نمی‌کند. اما فرصت ساختن راه‌هایی را می‌دهد تا برای حل بسیاری از مشکلات بشریت شروع کنیم و با هم کار کنیم.

با نمایش اول من، «صداهای خاموش،» که بر اساس مصاحبه‌های قربانیان جنگ اوگاندای شمالی میان دولت و گروه شورشی ارتش مقاومت خدای جوزف کنی بود، من قربانیان، رهبران سیاسی، رهبران دینی، رهبران فرهنگی، کمیسیون عفو عمومی و رهبری قابل انتقال قضایی را برای گفتگوی بحرانی درباره مسئله عدالت برای قربانیان جنایات جنگی گرد هم آوردم — که اولین در نوع خود در تاریخ اوگاندا بود.

و اتفاقات قدرتمند بسیاری افتاد، که حتی نمی‌توانم همه آنها را اینجا پوشش بدهم. به قربانیان فرصت داده شد تا با رهبران کمیسیون عفو عمومی سر یک میز بنشینند، و بی‌عدالتی بزرگی که از آن رنج می‌بردند را بیان کنند در حالی که کمیسیون آنها را نادیده می‌گرفت و در عوض جابجایی مجرمان جنگ را تسهیل می‌کرد.

و کمیسیون عفو عمومی رنج قربانیان را تصدیق کرد و طرز فکر پشت رویکردهای معیوب‌شان را شرح داد. اما یکی از چیزهایی که با من مانده است وقتی است که در زمان برگزاری تور شمال اوگاندای نمایش، مردی نزد من آمد و خود را به عنوان یک سرباز شورشی سابق جوزف کنی معرفی کرد. او به من گفت که نمی‌خواهد به خاطر آنچه فکر می‌کردم خنده بی‌موقع بود، آنجا را سرخورده ترک کنم.

بخوانید:  زندگی دگرباشی جنسی در اقصی ‎نقاط جهان این شکلی است

او توضیح داد که خنده او از سر شرمساری بود و شناخت شرمساری خودش. او خودش را با بازیگران روی صحنه دید و شاهد پوچی اعمال گذشته‌اش بود. پس من می‌گویم: حقایقتان را به اشتراک بگذارید. به حقایق بقیه گوش کنید. حقیقتی را در میانه خواهید یافت که با قدرت بیشتری باعث اتحاد می‌شود. زمانی که در ایالات متحده زندگی می‌کردم، بسیاری از دوستان آمریکایی‌ام از نادانی من نسبت به غذاهای پرزرق و برق غربی مثل لازانیا شوکه می‌شدند.

(خنده) و سوال من برای آنها این بود، «خوب، شما اصلاً می‌دانید مالاکوانگ چیست؟» و بعد درباره مالاکوانگ برای آنها توضیح می‌دادم، یک غذای سبزیجاتی پرزرق و برق از فرهنگ من. و آنها درباره لازانیا برایم می‌گفتند. و ما افرادی غنی‌تر و پرتر بودیم وقتی یکدیگر را ترک می‌کردیم. بنابراین، دستورالعمل حقیقتتان را به اشتراک بگذارید.

با این کار وعده بهتری خواهید داشت. متشکرم.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا